تبليغاتX
روزگار بی وفا

بی خبر از همدیگر آسوده خوابیدن چه سود؟

بر مزار مردگان خویش نالیدن چه سود؟

زنده را تا زنده است باید به فریادش رسید!

ورنه بر سنگ مزارش آب ریختن چه سود؟

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم بهمن 1388ساعت 11:57  توسط فتانه | 

رسم این شهر عجیب است بیا برگردیم

قصد این قوم فریب است بیا برگردیم

یک نفر بود در این شهر که ما دل به نگاهش بستیم

خنده اش سرد و غریب است بیا برگردیم   

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم بهمن 1388ساعت 11:40  توسط فتانه | 

هر کس به طریقی دل ما می شکند     بیگانه جدا دوست جدا میشکند

بیگانه اگر می شکند حرفی نیست     از دوست بپرسید که چرا میشکند

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم آذر 1388ساعت 10:44  توسط فتانه |